• دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

کاربر عزیز،
با ارسال متن یا تصویر به ما از طریق تلگرام یا سایت ان را با نام خودتان میگذاریم

خستم ...



بغض ...

چـایـے میــنوشـیـدم

یڪبارھ دِلتنگـش شــدم

بُغـض ڪــردم و اَشـک در چِشمانَم حَلقہ زد

هَمہ بــا تَعجــب نِگـاهــم ڪـردنـد ...

لَبـخنـد تَلخـے زدم و گُفــتم چـقـدر داغ بـود ...

قلبم

اَز اَولینـ لَحظه ای که دیدَمِتـ 

فَهمیدَمـ که دیگه قَلبَمـ نِمیتونه آزاد باشه ! ❤️

تو ...

دیدی خنده ای که وسط گریه میاد چقد حس خوبی داره ؟!

تو برام همون خنده ای ، میون همه ی گریه های زندگیم

یه روز

یک روز ،

بلکه پنجاه سال دیگر

موهای نوه ات را نوازش می کنی

در ایوان پاییز

و به شعرهای شاعری می اندیشی

که در جوانی ات عاشق تو بود

کسی چه میداند ...

من که هیچ 
اما میخواهی از درختان بپرس
چرا
این پرنده بی وطن کوچ نمیکند ؟
در لانه اش میلرزد
و دعا میخواند
به سوی خدایش
که در چشم های تو زندگی میکند

شرح شکوه این شعر
در شریان رگ هایت است
مقدس ترین سرخی دنیا
و هر کلامت آیه های بهاریست
و تو بهاری
در وسط زمستان
گرم
همچون یک ظهر
در حوالی تیر ماه

ابهت لبخندت 
غرور حماسه سیاهکل است
در برابر استبداد
و من تو را دوست دارم
همچو
لمس چوب های سرد
در قاچاق جنگل های املش

اصلا من که هیچ
اما میخواهی از میرزا علی کیا بپرس
یا از کوچه های لاهیجان
از بارانی که موهایت را خیس میکند
و یا
سکوت
که زیباترین فریاد است

بپرس
چرا ساعت ها مانند دیوانه ها مبهوت پیامت هستم که ماه هاست منتظر آن بودم

بانویم ،
قندیل های قلبم را آب کن
و بهار شو
در زمستانی که زاده شدی

عشقمان

من چیزى

از عشق مان

به کسى نگفته ام ...

آنها تو را هنگامى که

در اشک هاى چشمم

تن مى شسته اى دیده اند !

بعد از خوندن پی امای قدیمی همیشه تنها چیزی که تو ذهنم میاد اینه که آدما چجوری یهو اینقدر تغییر میکنن ?!

آروم تر عوض شید ...